ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

نوروز1392 مبارک!

ایشالا سال خوب و پر از شادی و سلامتی و برکت در پیش داشته باشید تعطیلات خوش بگذره   ایشالا سال خوب و پر از شادی و سلامتی و برکت در پیش داشته باشید تعطیلات خوش بگذره ایشالا بعد از تعطیلات مامانم میاد و خاطرات اولین سال تحویل و تعطیلات نوروزی من و مامان و بابامو براتون مینویسهههههه.... دوباره تبریک 1392/01/01 ...
1 فروردين 1392

چهارشنبه سوری مبارک...

چهارشنبه سوری مبارکـــــ. آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم سرخی تو از من ، زردی من از تو جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک چهارشنبه سوری مبارکـــــ. آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم سرخی تو از من ، زردی من از تو جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک   بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش   سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم . . . چنین گفت زرتشت: ” که سوزانید بدی را در آتش ، تا ز آتش برون آید نیکی” پس تو...
29 اسفند 1391

شیرین ترین و ماندگارترین خاطره ی امسال

سبد قلبم را پر خواهم کرد از عطر تنــت ، تا که یادم باشد روزی اینجا بودی… نزدیک تر از من به خودم…!   سبد قلبم را پر خواهم کرد از عطر تنــت ، تا که یادم باشد روزی اینجا بودی… نزدیک تر از من به خودم…! 1391/12/26 ...
26 اسفند 1391

آخرین پنج شنبه سال 1391

آخرین پنج شنبه سال با خاله پریسا و خاله پردیس و پرگل خوشکل و عمو محمد و عمو مهران حیاط خونه خودمون جاتون خالی خیلی خوش گذشت آخرین پنج شنبه سال با خاله پریسا و خاله پردیس و پرگل خوشکل و عمو محمد و عمو مهران حیاط خونه خودمون جاتون خالی خیلی خوش گذشت 1391/12/24 ...
24 اسفند 1391

بدون شرح!!!

آرتین شیطون من... ابتدا...   آرتین شیطون من... ابتدا...  انتها... عزیزم اینم از اولین خریدهای اولین عیدت ایشالا که تو خوشی بپوشی و بعدا که بزرگ میشی خوشت بیاد بوووووووووووووووووووووووووس   ...
24 اسفند 1391

من کودکم یا تو؟

پسر نازم آرتین.... قبل از اینکه برات بنویسم می خوام کمی ازحرفهای دلمو بهت بگم اینجا مینویسم چون الان اگه برات بگم شاید متوجه نشی پس مینویسم که یه روزی که خوندی بهتر بفهمی  البته الان هم عجیب نیست که بفهمی چون تو پسر باهوش منی...   عزیزم من هم مثل بقیه مامانها یه نگاه تو رو تو دنیا با هیچ چیزی عوض نمی کنم...من هم وقتی گریه می کنی قلبم میشکنه وقتی میخندی زندگی برام زیبا میشه آخه من چی می تونم بگم که بدونی چقدر دوستت دارم.....آه کاش می شد تو جملات بیان میشد  منم راحتتر میشدم...     پسر نازم آرتین.... قبل از اینکه برات بنوی...
23 اسفند 1391

اخر سال...

 لحظه ها ته مى کشند بالاخره، لحظه ها رفتنى هستند. من، آدمِ لحظه ى آخر نیستم. یک دقیقه این طرف و آن طرف، فرقى نمى کند. من، قدمهایم را تندتر برمى دارم. نمى دانم چرا اینقدر خسته ام. . زنِ توى آینه ها، خسته است، بدجورى خسته است. مى دانم، آخرِ سال است. همه خسته ایم. همه ته کشیده ایم. ******************* ...
21 اسفند 1391

بازیگوشی

بیست و هشت ساله هم که باشى یک وقتى مى بینى بازیگوشى آمده سراغت. دلت بازى مى خواهد. دلت سر به سر گذاشتن مى خواهد. دلت مى خواهد تمام روز، از آدم بزرگ بودن استعفا بدهى. دوباره دخترکى باشى، از آن وقتهاى نو بودن دنیا. دخترکى که جوابش "نمى دانم" نباشد. آن اطمینان محکم آن وقتها چه خوشایند بود، نبود؟ **** سردرد دارم. خفیف و ملایم. جایى در پس زمینه ذهنم. مال کم خوابى ست؟ مال روزپشت سر گذاشته ام است؟ نمى دانم. سردرد؟ هست و نیست. فردا دوباره باید زندگی کرد. حسش؟ هست یانیست. نمیدانم.. **** از همه روزهاى این زمستان، امروز را قاب مى کنم و یک گوشه ى ذهنم براى خودم قایم...
21 اسفند 1391

عید امسال با تو

پسر زیبای من امسال اولین عیدیه که تورو در اغوش میگیرم و هدیه ای هستی که خدا به من و بابا داده برات آرزوی سلامتی دارم و از خدا میخوام تا همیشه تو و بابا و همه اونهااییی که واسم عزیزن رو در پناه خودش حفظ کنه... پیشاپیش سال نو مبارک اینم سفره هفت سین امسال ما با آرتین..... خیلی دوستت دارم   پسر زیبای من امسال اولین عیدیه که تورو در اغوش میگیرم و هدیه ای هستی که خدا به من و بابا داده برات آرزوی سلامتی دارم و از خدا میخوام تا همیشه تو و بابا و همه اونهااییی که واسم عزیزن رو در پناه خودش حفظ کنه... پیشاپیش سال نو مبارک اینم سفره هفت سین امسال ما با آرتین..... خیلی دوستت دارم   ...
20 اسفند 1391

صندلی ماشین

مراحل آماده کردن و آشنا کردن آرتین با صندلی ماشین   مراحل آماده کردن و آشنا کردن آرتین با صندلی ماشین و آرتین برای اولین بار توی ماشین روی صندلی خودش نشست دقیقا به اندازه گرفتن همین عکسها طول کشید که شاهزاده خوشکل من خوابش برد... الهی بمیرم ...شنیده بودم گردن نی نی ها میفته یه طرف... با دیدن تو توی این حالت سریع با بابا رفتیم تا برات بالش گردنی-مسافرتی بگیریم.. چون اینهایی که تو بازار بود برای تو بزرگ بودن همون موقع رفتم و یه پارچه رنگ صندلیت گرفتم تا بدم خیاط واست بالش درست کنههههههه شاهزاده زیبا و خوش تیپ و دوست داشتنی من... خوابهای ر...
19 اسفند 1391